نمیدونم چی شد که اینجوری شد
نمیدونم چند روزه نیستی پیشم
اینارو میگم که فقط بدونی
دارم یواش یواش دیوونه میشم
من هنوز عاشقم
من هنوز وفادارم
من برای بغض صدای تو دلتنگم
و برای چشم های تو
فقط برای چشم های تو
افسانه میگه :
دلم از برای دلتنگیهایم تنگ است
*****
تا کجای قصه ها باید زدلتنگی نوشت
تا به کی بازیچه بودن در دو دست سرنوشت
تا به کی با ضربه های درد باید رام شد
یا فقط با گریه های بی قرار آرام شد
بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار
خسته ام از زندگی با غصه های بی شمار
دلت گرفته،قلبت شکسته
راه امیدت هنوز نبسته
اون برمیگرده،گریه نکن
اشکاتو پاک کن،خدا بزرگه
دنیا یه بره است،شبیه گرگه
سر نمازت براش دعا کن
یه روزُ نذر کبوترا کن...