X
تبلیغات
رایتل

به چشم هایم نگاه کن

اگر تنها ترین تنها شوم باز هم خدا هست،خدا جایگزین همه ی نداشتن هاست

شنبه 23 مرداد‌ماه سال 1389

SADEYES

نوشته شده توسط: محمد

سلام خدا

سلام خدای خوب و مهربون.سلام خدایی که منو به این دنیا آوردی تا بدیهای آدم ها و خوبی های تو رو ببینم.سلام خدایی که روزم رو با اسم تو شروع میکنم و آخر شب هم شکرت میکنم.سلام خدا.سلام.

خدایا دلم گرفته.از دست بنده هات.از دست خودم.از دست کسایی که دلم رو شکوندن.از دست دنیا و از دست زمونه.نمیدونم چکار کنم.سر در گمم.کلافم.یه روزایی به خودم میگم چقدر زندگی خوب و شیرینه.یه روزایی هم میگم اینم شد زندگی.خدایا مگه خودت منو نیاوردی؟مگه نگفتی همه برمیگردیم پیش خودت؟خوب حالا منم میخوام برگردم.میخوام برگردم تا دیگه بهونه ای برای غمگین بودن نداشته باشم.خدایا جهنم تو رو به زندگی کردن با این آدم های ناسپاس ترجیح میدم.خدایا حاضرم تو آتیش جهنم تو بسوزم تا بخوام تو آتیش کسایی بسوزم که خودت اونارو آوردی

...

خدایا ببخش منو.ببخش که نتونستم بنده ی خوبی باشم.ببخش که خطا رفتم.ببخش که گناه کردم.خدایا من جز تو کسی رو ندارم.پس فقط از خودت میخوام.از ته دلم میخوام.با تمام وجودم میخوام و میگم.نه .فریاد میزنم.


خدایا....

ببخش منو....